محمد مهدى ملايرى

386

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كه دلهاى مردم از شر و كينه آگنده شده بود ، و دشمنى و اختلاف در آن لانه كرده بود . و اين بود آنچه كار اسكندر را آسان نمود ، و زحمت از او برداشت . من امروز از آن پيش‌آمد پند گرفتم و آن را در اينجا ياد كردم . اى مردم ، ولى من نمىخواهم كه در اين نعمتى كه هستيم هرگز به پراكنده دلى و سركشى و رشك و حسد آشكار و سخن‌چينى و دورويى راه دهم . خداوند اخلاق ما و كشور ما را از اين چيزها پاك داشته و فرمانروايى ما را شريف‌تر و برتر از اينها قرار داده است . آنچه من از نعمت خداوند و سپاس او بدان رسيده‌ام نه از راه اين خصلتهاى پليد ، كه دانايان آنها را از خود رانده و حكيمان آنها را نكوهيده‌اند ، بوده است ، بلكه اين رتبه و پايگاه را من با درستى و سلامت نفس و رعيت‌دوستى و وفادارى و دادگرى و پايدارى و محبت به دست آورده‌ام . و سبب اينكه ما از ملتهايى كه نام برديم يعنى از : تركان و بربريان و زنگيان و كوه‌نشينان و ديگران چيزى از اخلاقشان را بدان‌گونه كه از روميان و هنديان گرفتيم اقتباس نكرديم ، اين است كه اين خويهاى ناپسند در ميان آنها آشكار و شايع است و نخستين تكليفى كه برعهدهء ما است از خود راندن و ترك اين اخلاق نكوهيده است كه دشمن‌ترين دشمنان شما مىباشد . اى مردم ، آنچه كه خداوند با سلامت و عافيت و صلاح به ما ارزانى داشته ، ما را بىنياز ساخته است كه آن را با چنين خصلتهاى زشت و بدفرجام طلب كنيم شما نيز در اصلاح نفس خويش به من كمك كنيد ، زيرا پيروزى بر اين دشمنان براى من دلپذيرتر و براى شما بهتر از پيروزى بر دشمنان ترك و روم شما است . اى مردم ، من با ترك اين خويها و نابود كردن و ريشه‌كن ساختن آنها و همچنين با دفع آنها از شما نفس خود را پاك و خوشنود ساختم ، مرا نيازى به سود و زيان آنها نيست ، شما نيز به همان‌گونه كه من كردم نفس خود را پاك و خوشنود سازيد .